سینمای وحشت از قدیمی ترین گونه های سینمائی است؛ گونه ای که قصد دارد مخاطب خود را بترساند و پنهان ترین احساسات شخصی او را تحریک نماید؛ به گونه ای که در بسیاری از اوقات این ترس از لایه سطحی عبور می کند و حالتی آگاهی بخش و هشدار دهنده می یابد
. فیلمهای وحشت عمدتاً به نیمه تاریک و پنهان زندگی انسانها می پردازند و حوادث تاریک و فراموش شده زندگانی بشری را به تصویر می کشند. فیلمهای وحشت از منابع متنوعی الهام می گیرند. داستانهای عامیانه که از چندین قرن پیش از ابداع سینما، سینه به سینه نقل شده است، افسانه های برخواسته از اوهام و خرافات مردم قرون وسطی و زندگی مرموز جادوگران و احضارکنندگان روح، از منابع اصلی الهام بخش این گونه سینمائی است.سینمای وحشت پیش از آنکه به فضاهای تاریک و غمزده دوران گوتیگ مدیون باشد، وامدار داستانهای بزرگ و تاثیرگذاری همچون آثار برام استوکر و مری شلی است
. از طرق بسیار، سینمای اکسپرسیونیستی صامت آلمان بر این گونه سینمائی تاثیر نهاد و در تکمیل و تکامل این گونه ایفای نقش کرد. البته گونه وحشت دارای قابلیت فراوان برای ترکیب با گونه های دیگر از جمله گونه علمی-تخیلی است. در فیلمهائی که خطر حمله موجودات بیگانه به زمینیان بی پناه موجب ایجاد وحشت می گردد، شاهد فیلمهای علمی-تخیلی وحشتناکی هستیم که از قواعد هر دو گونه به بهترین وجه بهره می برند.گونه وحشت، دارای زیرمجموعه های متنوعی است که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد
: فیلمهای آدم خواری، تسخیرشدن توسط عناصر شیطانی، فرانکنشتاین، ارواح، گوتیک، گورستانی، خانه های اشباح، هیولاها، فیلمهای وحشتناک روان شناختی، داستانهای شیطانی، قاتلین زنجیره ای، فیلمهای ماوراءالطبیعی.فیلمهای وحشت اولیه
اولین فیلم وحشت تاریخ سینما، اثری سه دقیقه ای ساخته ژرژ ملیس فرانسوی به نام (قلعه شیطان) 1896 است که بعدها دستمایه بسیاری از فیلمهای خون آشامی دیگر شد. یکی از پرآوازه ترین آثار گونه وحشت در سالهای اولیه سینما (دفتر دکتر کالیگاری) 1919 است که به سینمای آلمان تعلق داشت. اولین فیلم خون آشامی تاریخ سینما (شب وحشت) 1916 ساخته آرتور رابینسون بود که اتفاقاً رابینسون نیز آلمانی بود و در فیلم خود به نمایش انسانهای خون آشام می پرداخت.
فیلم مجارستانی
(دراکولاها لالا) 1921 که بیشتر با نام (مرگ دراکولا) معروف است، اولین اقتباس از نوشته معروف نویسنده ایرلندی (برام استوکر) بود. این رمان که در سال 1897 نوشته شده بود، با استقبال فراوان روبرو گردیده بود.اولین برداشت سینمای خلاقانه از رمان دراکولا توسط فردریک مورنائو انجام گرفت که
(نوسفراتو: سمفونی وحشت) 1922 نام داشت. این فیلم با یک مشکل بزرگ در نمایش روبرو شد که همانا نداشتن اجازه قانونی برای ساخت فیلم بود. بازیگر اصلی این فیلم که ماکس شرک نام داشت، اولین خون آشام سینما نام گرفت. به دلیلی مشکلات کپی رایت (حق طبع و نشر) بود که نام دراکولا به نوسفراتو تغییر کرد و محل وقوع داستان از ترانسیلوانیا به برمن تغییر یافت.بد نیست بدانید که در سال
2000 فیلمی بنام (سایه خون آشام) بر مبنای فیلم کلاسیک (سمفونی وحشت) تولید شدکه در آن جان مالکوویچ در نقش مورنائوی تسخیر شده ظاهر گشت. از دیگر فیلمهای خون آشامی اولیه می توان به این آثار اشاره کرد: (دانشجوی پراگ) 1913 که بر مبنای داستان مشهور دکتر فاوست ساخته شد که روح خود را در برابر پول و ثروت به شیطان فروخت و در آن پاول واگنر نقش دکتر فاستوس را ایفاء نمود؛ (هیولای تقدیر) 1914، (ادیسون فرانکنشتاین) 1910 که اولین فیلم فرانکنشتاینی آمریکائی 106 دقیقه ای است و توسط استودیوهای ادیسون تولید شد و بازیگر نقش اول آن چارلز اوگل بود؛ (زندگی بدون روح) 1915 و فیلم آلمانی (هومونکلس، Homunculus) 1916؛ از دیگر آثار قابل ذکر اولیه این نمونه اند.لان چنی مرد هزار چهره
وی اولین بازیگر آمریکائی نقشهای وحشتناک بود که مسیر پیشرفت این گونه را در سینمای آمریکا به شدت هموار کرد. او را به دلیل چهره انعطاف پذیرش مرد هزار چهره لقب دادند. او از سال 1913 بازی در فیلمهای وحشت صامت شرکت یونیورسال را آغاز کرد. کارگردان عمده آثار او، تاد براونینگ بود. برخی از آثار لان چنی عبارتند از: (بیرون از محدوده قانون، 1921)، (درخت نامقدس، 1925)، (غرب زنگبار، 1928)، (گوژپشت نوتردام، 1923).
مهمترین اثر سینمائی لان چنی که چهره اش را بعنوان سینمای وحشت در سینمای جهان مطرح کرد
(شبح اپرا، 1925) ساخته روبرت جولیان بود. این فیلم به ماجرای روح آهنگساز معروف اپرای پاریس (بر مبنای رمان گاستوون لروکس) می پرداخت و حاصل کار بسیار وحشت انگیز و اثرگذار بود. چنی همچنین در فیلم (لندن بعد از نیمه شب، 1927) ساخته تاد براونینگ هم بازی کرد که اولین فیلم ومپایرری (خون آشامی) مهم هالیوود به حساب می آید.جیمز کاگنی در سال
1957 در فیلمی به نام (مرد هزار چهره) حضور یافت که به داستان زندگی لان چنی می پرداخت. بسیاری از آثار صامت چنی بعدها در دوره ناطق بازسازی شدند.فیلمهای دکتر جکیل و آقای هاید
جان بری مور اولین بازیگری بود که در نقش مرد دو چهره داستان (دکتر جکیل و آقای هاید) ظاهر شد. این فیلم به همین نام در سال 1920 و بصورت صامت تهیه شد که اقتباسی موفق از رمان رابرت لوئیس استیونس بود. این فیلم سرشت دوگانه و متضاد انسان را بعنوان موجودی که قابلیت خشونت و تخریب را نیز در خود دارد به زیبائی به نمایش می گذاشت. فیلم (دکتر جکیل) بارها بازسازی شد. دو بازسازی برجسته این اثر عبارتند از: (دکتر جکیل و آقای هاید، 1932) ساخته روبن مامولیان با حضور فردریک مارش و (دکتر جکیل و آقای هاید، 1941) ساخته ویکتور فلمینگ که توانست جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری سیاه و سفید را از آن خود کند. در این فیلم هنرپیشه های بزرگی همچون اسپنسر تریسی و اینگرید برگمان بازیگران نقشهای اصلی بودند.
پدیده دراکولا
هنگامی که قرار شد فیلمی دربازه شخصیت کنت دراکولا، خون آشام خبیث و وحشتناک در آغاز دهه سی ساخته شود، در ابتدا نام لان چنی بعنوان بازیگر اصلی در بین مسئولان استودیو بر سر زبانها افتاد، اما چنی در سال 1930 درگذشت و سپس بازیگر نسبتاً گمنام مجاری (بلا لاگوسی) برای ایفای نقش دراکولا در نظر گرفته شد. موفقیت تجاری فیلم که به جهت بازی درخشان و تاثیرگذار لاگوسی در نقش این خون آشام پانصد ساله حاصل شد، موقعیت لاگوسی را به گونه ای تثبیت کرد که به او جز نقش دراکولا، دیگر نقشی پیشنهاد نشد و پس از مدتی درخشش، مجبور به بازی در فیلمهای ضعیف و درجه سه شد. هنگامیکه لاگوسی درگذشت، او را با همان لباس معروف دراکولا به خاک سپردند تا شاید مجددا روزی از تابوت خود برخیزد و دنباله فیلمهای درخشان خود را بازی کند! شایان ذکر است که پدیده دراکولا در سینمای وحشت بسیار ریشه دار و اصیل است.
پدیده فرانکنشتاین
هنوز از نمایش فیلم (دراکولا) چیزی نگذشته بود که فیلم وحشتناک و بسیار موفق دیگری به نام (فرانکنشتاین، 1931) به نمایش درآمد. (فرانکنشتاین) که اقتباسی از داستان وحشت انگیز مری شلی راجع به یک دکتر دیوانه ناشناس است، به موفقیت فراوانی در گیشه دست یافت و مبدل به یکی از آثار برجسته گونه وحشت گردید و دنباله های فراوانی بر اساس آن ساختند. اولین بازیگر نقش فرانکنشتاین کسی جز بوریس کارلوف نبود که در آن زمان چهره ناشناخته ای بود اما استعداد بی نظیرش به زودی از او بازیگری معروف و برجسته ساخت. پیشانی مستطیلی کارلوف در شکل دادن به شخصیت پیچیده فرانکنشتاین کمک فراوانی کرد. گریم این فیلم در زمان خود از بهترین چهره پردازیهای تاریخ سینما محسوب گردید.
برخی از فیلمهای فرانکنشتاینی تاریخ سینما عبارتند از
: (خانه فرانکنشتاین، 1949)، (ابوت و کاستلو فرانکنشتاین را ملاقات می کنند)، (عروس فرانکنشتاین، 1935)، (فرانکنشتاین مرد گرگ نما را ملاقات می کند، 1943).دیگر آثار مشهور گونه وحشت
(
جیغ، 1996)، (چیز، 19951)، (هالووین، 1978)، (جنگیر، 1973)، (ومپایر، 1931)، (کشتار با اره برقی در تگزاس، 1974)، (کابوس در خیابان افرا، 1984)، (مرد نامرئی، 1933)، (یکشنبه سیاه، 1960)، (دیگران، 2001)، (پروژه جادوگر بلر، 1999)، (مرد گرگ نما، 1941)، (طالع نحس، 1976)، (پرندگان، 1963)، (جمعه سیزدهم، 1980).


مهر 1387
