آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 27 اسفند ماه سال 1384
آنچه در زیر نهان است-۲

با این حال در این فیلم صحنه هائی وجود دارد که شاید تا بحال در هیچ فیلمی دیده نشده بود. از حمله صحنه نفس گیر وان که در حمام اتفاق می افتد. شاید در هیچ فیلمی بدین گونه مشاهده نکرده باشیم که کسی که قرار است به قتل برسد، شاهد تمام ماجرا باشد، در حالیکه هیچ کاری از او ساخته نیست و جالب تر اینکه قاتل او نیز بر اثر اتفاقی، دچار بیهوشی می شود و مقتول احتمالی شاهد همه این ماجراست، در حالیکه هیچ کاری از او ساخته نیست.

Michelle Pfeiffer as Claire Spencer in Dreamworks' What Lies Beneath - 2000

به واقع این صحنه اوج این فیلم است و شاید صحنه ای باشد که باعث می شود تا این فیلم در ذهن مخاطب ماندگار شود. البته در این خصوص بازی ماندگار و جالب توجه دو بازیگر نقش اول فیلم نیز در این مورد بی تاثیر نیست. خصوصا بازی فوق العاده فایفر که به مانند همیشه بازی قابل قبول و بسیار روانی را از خود به نمایش گذاشته و ثابت می کند هماره انتخابی فوق العاده برای نقشهای دشوار زنان در فیلمهای هالیوودی باشد.هریسون فورد هم در نقشی منفی، به نوعی از قالب نقشهای همواره مثبت خود از جمله فیلم «فراری» و یا فیلمهائی که نقش قهرمانی شکست ناپذیر را ایفاء کرده است از جمله «ایندیانا حونز» خارج و در نقشی کاملا متفاوت ظاهر شده است. او به خوبی نیز موفق به ایفای این نقش شده و در طول فیلم تماشاچی دگردیسی شخصیت او را بخوبی درک و باور می کند.

اما به هر حال برای زمه کیس که کارگردانی قدرتمند در هالیوود است، «آنچه در زیر نهان است» فیلمی نسبتا معمولی به شمار می رود و موضوع ساده فیلم و اینکه عوامل ماورائی با ارتباط برقرار کردن با انسانهای زنده سعی در روشن شدن چگونگی مرگ خود دارند، از جمله حربه هائی است که بارها در دیگر فیلمهای هالیوودی نیز استفاده شده است. از جمله فیلم موفق «روح» و همچنین فیلم پرفروش «حس ششم» که البته از شکلی بسیار متفاوت تر در بیان این موضوع استفاده کرده و شاید از این حیث در این فیلم شاهد نوآوری خاصی در نوع روایت داستان نباشیم، زیرا داستان به صورت کاملا معمولی برای تماشاگر بیان می شود. اما با این حال فیلم « آنچه در زیر نهان است»، هم فیلمی سرگرم کننده برای تماشاگر است و هم دارای پیام اخلاقی است که همین دنیا دار مکافات است و هرکس دچار گناهی بزرگ شود، در همین دنیا به کیفر خواهد رسید.

پنجشنبه 25 اسفند ماه سال 1384
آنچه در زیر نهان است-۱

What Lies Beneath

محصول سال ۲۰۰۰؛ کارگردان: رابرت زمه کیس؛ بازیگران: میشل فایفر، هرسیون فورد؛ محصول: فاکس قرن بیستم و دریم ورکز؛ ۱۲۶ دقیقه

نگارنده در دوره فوق لیسانس، زمانیکه بعنوان دبیر کانون فیلم و عکس دانشگاه صنعتی امیرکبیر مشغول بود این فیلم را در گروه ژانر وحشت و در قالب نمایش خصوصی برای اعضای کانون پخش نمود. کارگردانی رابرت زمه کیس، بازی مقبول میشل فایفر و هرسیون فورد و داستانی پر تنش و پر از تعلیق، استقبال بینندگان را در پی داشت. انصافا چند صحنه شوک آور در فیلم وجود دارد که مو بر بدن راست می کند! یکی از این صحنه ها زمانی است که میشل فایفر در حال دید زدن منزل همسایه است؛ به ناگاه و پس از گم کردن اثر همسایه، رد پائی را در حیاط می بیند که تا جلوی در منزل امتداد دارد؛ تا تماشاگر بیاید و موضوع را تحلیل کند دستی را بر شانه فایفر می بینیم و یک شوک عظیم .... البته بلافاصله متوجه می شویم که هریسون فورد، همسر فایفر بوده است.

Norman (Harrison Ford) and Claire (Michelle Pfeiffer) Spencer in Dreamworks' What Lies Beneath - 2000

فیلم سینمائی « آنچه در زیر نهان است» را هم می توان در گروه فیلمهای ترسناک دانست و هم فیلمهای ماورائی. در واقع این فیلم از آن دست آثاری است که با استفاده از عوامل ماورائی سعی در ایجاد ترس و دلهره در تماشاچی دارد.

در فیلمهائی در این ژانر، معمولا بحث دکوپاژ اهمیت فراوانی دارد و به مانند شمشیری دو لب است که می تواند یک فیلم را به اوج ببرد و هم می تواند باعث از دست رفتن یک سوژه فوق العاده شود. در طول این فیلم نیز با نوع دکوپاژی که انتخاب شده، به خوبی از این حربه برای ایجاد ترس و دلهره در دل تماشاچی استفاده شده است، از جمله حرکتهای سریع دوربین و یا کلوزآپهای حساب شده از چهره بازیگران و گاهی نشان دادن اتفاقات از زاویه هائی نامتعارف. در واقع اگر در اینگونه فیلمها کارگردان نتواند دکوپاژ مناسب را داشته باشد، به راحتی سوژه ای جالب توجه از دست می رود و فیلم به جای ترساندن مخاطب باعث خنده او می گردد.

بطور مثال در صحنه ای که میشل فایفر با دوربین شکاری همسایه کناری خود را زیر نظر دارد، با نشان دادن این صحنه از نقطه دید میشل فایفر، آن هم از درون دوربین، تا حد امکان در دل تماشاچی ترس و دلهره ایجاد می کند. همچنین در صحنه های پایانی که میشل فایفر در حال فرار از همسرش است و سوار اتوموبیل می شود، با نشان دادن وقایع در آینه کنار اتوموبیل، هر چه بیشتر دید تماشاچی را محدود می کند و همین محدود شدن دید تماشاچی، به ایجاد ترس و دلهره بیشتر در دل تماشاچی کمک شایانی می کند.

البته رابرت زمه کیس کارگردان فیلم که از کارگردانان سرشناس سینمای هالیوود است، از استفاده از شیوه های سینمای کلاسیک در ژانر وحشت در این فیلم غافل نمانده و به خوبی از این حربه استفاده کرده است. از جمله شیوه هائی که هیچکاک نیز در فیلمهایش استفاده می کرد که شاید در « آنچه در زیر نهان است» نوع موسیقی، بهترین مثال باشد.

دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1384
راهنمای فیلم وحشت: حداکثر تنش (High Tension)؛ 2003

کارگردان: الکساندر آجا، بازیگران: سیسیل دی فرانس (دور دنیا در هشتاد روز)، مای ون دی بسکو (لئون، عنصر پنجم)

ماری و آلکسا، دو دختر دانشجوی کالج هستند که برای استراحت و مطالعه راهی مزرعه رعیتی دورافتاده و در حومه شهر والدین آلکس می شوند. شبانگاه جهنمی برپا می شود و قاتلی مرموز با توسل به زور از درب جلوئی خانه وارد می شود و پدر و مادر و برادر و سگ خانگی آلکس را به طرز فجیعی از بین می برد. آلکس دست بسته و دهان بسته توسط قاتل اسیر شده است و ماری نه چندان دور از آنها از نزدیک شدن به یاغی اجتناب می کند. آیا ماری به موقع می تواند زندگی دوستش را نجات دهد؟ یا همه چیز همانگونه ای است که بنظر می آید...؟

High Tension, 2003

فیلم به دست الکساندر آجا و گریگوری لاواس اور به رشته تحریر درآمده و برنده چهار جایزه فستیوال بین المللی فیلم کاتالونیا در اسپانیا شده است. سیسیل دی فرانس برای بهترین بازیگر نقش زن، الکساندر آجا برای بهترین کارگردانی و جیانتو دی رزی برای بهترین چهره آرائی بنده جایزه شدند و همچنین کارگردان برنده جایزه نقره ای برتر فیلم تخیلی اروپائی گردید.

باید دید هدف از تماشای یک فیلم ترسناک چیست و در مرحله بعد معیارهای ارزیابی خوب یا بد بودن آن را محک زد. به نظر نگارنده، حداکثر تنش فیلمی پر از خون و خونریزی است که حداقل، تماشاگران ای ژانر را از این لحاظ راضی نگه می دارد. اما متاسفانه هیچ خط داستانی منسجمی برای آن نمی توان متصور شد و اینکه اصلا این فیلم قرار است چه چیزی را مطرح کند معلوم نیست. داستان، به ظاهر خیلی سرراست و روشن است. قاتلی عنان گسیخته و محلی (از این لحاظ محلی، چراکه با مسئول پمپ بنزین احوال پرسی ظاهرا دوستانه دارد) در همان شب اولی که ماری و آلکس در مزرعه پدری آلکس سکنی گزیده اند، به طرز وحشیانه و دیوانه وار تمام والدین آلکس را از بین می برد. ماری به طرز هوشمندانه ای از نظر قاتل پنهان می ماند. آلکس توسط قاتل اسیر می شود و در پشت کامیونت وی زندانی می شود. ماری نیز که در صدد کمک به دوستش است بصورت تصادفی و بدون اینکه قاتل از وجود وی خبردار باشد همراه آلکس می شود. ادیسه تعقیب و گریز در انتها به اینجا ختم می شود که ماری، قاتل را ظاهراً از پا در می آورد. ولی از دید آلکس، ماری و قاتل یکی هستند که متناوبا چهره عوض می کنند. در صحنه ای که پلیس فیلم ضبط شده پمپ بنزین را مرور می کند چیزیکه ما دیدیم قتل متصدی توسط قاتل با تبر بود ولی چیزی که در فیلم ضبط شده می بینیم، ماری با تبر از پشت به متصدی حمله می کند! به نوعی تا پنج دقیقه آخر فیلم هیچ بحثی از یکی بودن یا همزاد بودن ماری و قاتل نمی دانیم ولی در پنج دقیقه همه چیز کن فیکن می شود و ماری و قاتل مرتب و به جای هم چهره عوض می کنند.

به نظر من، هر فیلمی ارزش یکبار دیدن را دارد؛ هر اندازه هم که می خواهد جلف، پوچ و بی محتوی باشد. البته فیلم حداکثر تنش در مقایسه با آشغال فیلمهای رده ب وحشت، بسیار آبرومندانه تر و با جلال و شکوه است ولی در مقایسه با فیلمهائی نظیر پیچ اشتباه، گشتار با اره برقی در تگزاس و سپیده دم مردگان از اعتبار کمتری برخوردار است. بعنوان آخرین نکته، این فیلم ساخت کشور فرانسه است و در ابتدای آن، ماری و آلکس را می بینیم که با یک پژو 206 دو درب پوست پیازی راهی مسلخ هستند!

شنبه 20 اسفند ماه سال 1384
فرانک آلن-۲

فیلم «دختر دراکولا» در سال 1936 بدون حضور ایفاگر نقش دراکولا آماده شد. ولی بلالوگوسی در سال 1944 در فیلم «بازگشت خون آشام» و «ابوت و کاستلو فرانکنشتاین را ملاقات می کنند» به صحنه برگشت. در سال 1943 در فیلم «پسر دراکولا»، جان گارادین ایفاگر نقش دراکولا شد و «خانه فرانکنشتاین» به سال 1945 و «خانه دراکولا» در سال 1946 به روی صحنه آمد و «فرانسیس لدرر» در فیلم بازگشت دراکولا (1958) که یک بازسازی از داستان اصلی دراکولا بود، شرکت کرد. فیلم «وحشت دراکولا» که با شرکت «کریستوفر لی» ساخته شد، اوج فیلمهای دراکولائی بود. در این فیلم «پیتر کاشینگ» در کنار «کریستوفر لی» ظاهر شد. در سال 1960 فیلم «عروسکهای دراکولا» با شرکت «دیوید پیل» ساخته شد و «نوئل ویلیام» در فیلم «بوسه های خون آشام» ایفاگر نقش دراکولا شد.

علیرغم آدمهای مختلفی که نقش دراکولا را ایفا کردند، کریستوفر لی در فیلمهای دراکولا شاهزاده ظلمات (1965) و دراکولا از گور بر می خیزد (1968) نقش خود را به بهترین وجه ارائه داده است.

اولین ایفاگر نقش زن در فیلمهای دراکولا «ساندرا هریسون» بود که در سال 1957 در فیلم «خون دراکولا» شرکت کرد و یک فیلم با عنوان بیلی کید دراکولا را ملاقات می کند (1965) به اوج فیلمهای دراکولائی کمک موثری کرد.

در سال 1967 «رومن پولانسکی» فیلم «قاتلین نترس خون آشامان» را ارائه کرد که در واقع یک هجونامه از داستان دراکولا بود. طعم خون دراکولا (1969) و داغ دراکولا (1970) و دراکولای 1972، فیلمهای معتبری هستند که از داستان دراکولا ساخته شده اند.

در ادبیات، کنت دراکولا ساخته «استوکر» به روایت «گوته»، ماری شلی، لرد بایرون نقل شده است و یکی از شاعران انگلیسی به نام «جان پولی درری» شعرهائی را در وصف این کنت خون آشام عرضه کرده است. بررسی قصه های محلی و افسانه های بومی اروپا نشان می دهد که بالاخره کنت دراکولا و افسانه های مربوط به آن همگی از ادبیات غنی کهن سرچشمه گرفته است.

پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1384
تازه های وی سی دی

Cup of My Blood, 2005   Undead, 2003   Venom, 2005

   1      2      >>