دو سیم کارت در یک گوشی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 26 دی ماه سال 1385
بانوئی در آب-۲
  •  

  • داستان و یا رمانی که شیمالان نوشت با همان نام فیلم یعنی بانویی در اب در جدول پر فروش ترین هفته و جدول top ten کتاب های پر فروش قرار گرفت این درحالی است که او کتاب «بانویی در آب» را کمی زودتر از اکران فیلم روانه بازار کتاب کرد.ام. نایت. شیامالان در این باره به رویترز گفت: «فکر کردم اگر کتاب زودتر منتشر شود. مخاطبی که آن را مطالعه می کند برای زنده شدن تصاویر و شکل گرفتن شخصیت ها در ذهن اش حتمابه سینما می آید، اما اگر ماجرا برعکس بود خیلی ها از ضرافت مطالعه رمان می افتادند.اما در مورد این فیلم و کارگردانش باید بگویم که در پس تمام فیلمهای این کارگردان هندی یک نوع برگشت به سنت گرایی وجود داشته و او همیشه سعی کرده که با موضوعاتی فرامتنی که خیلی از انها در همین جامعه مدرن اتفاق می افتد بیننده را بین سنت گرایی و مدرنیسم قرار دهد .درست همان کاری که در فیلم دهکده انجام داد .او هم سنت گرایی را نفی کرد و هم مدرنیسم به نظر من شیامالان سعی دارد که خود بیننده انتخاب کند که از بین این دو کدامیک را انتخاب کند و اگر بخواهیم انتخاب  شیامالان را حدس بزنیم بدون شک باید بگوییم سنت گرایی.و همین سنت گرایی در این فیلم در بسیاری از صحنه ها به صورت محسوسی جلوه میکند و صد البته این جلوه در پس همان جهان مدرنیته رخ میدهد.مثل سکانسی که پری دریایی با یک بیسیم با سرایه دار صحبت میکند.در حالی که پری دریایی از داخل اپارتمان امن در طبقه 14 از طریق بیسیم با سرایه دار که به جنگ موجود اهریمنی رفته صحبت و هیولای قصه ما هم که از درون قصه ها امده خود را در دنیای مدرن امروز سردرگم میبیند و ضعیف تر است از ان هیولای سنتی داخل رودخانه و جنگلها ....اما با تمام این تفاسیر پری دریایی متعلق است به قصه ها و این را همه ما میدانیم پس باید او را برگردانیم به جایی که بوده . شیمالان برای این موضوع نیز چاره اندیشی کرده .این بار او روی روابط انسان دوستی انسانها دست گذاشته و باز این نکته را یاداوری میکند که رابطه عاطفی جوامع غربی بسیار ضعیف شده و تبدیل شده به قصه ها و افسانه ...داستان فیلم تا جایی پیش میرود که سرایدار موضوع پری دریایی رو با همسایه ها مطرح میکند و جالب اینکه همه همسایه ها افسانه وار با یکدیگر همدل و همفکر میشوند که پری دریایی را از دست اهریمنان و یا ادم بدهای قصه نجات دهند و او را به جایی که متعلق است به انجا یعنی افسانه ها و قصه ها بازگردانند .سکانسی جالب در فیلم وجود دارد که در یک نما همه همسایه ها جمع شده اند و با حالت بحت و تعجب در حال تماشای پری دریایی هستند و البته ما از منظر پری دریایی به همسایه نگاه میکنیم و نکته جالب تر اینکه همسایه ها از اقوام مختلف مردم جهان هستند.
  •  
  •  
  • و این نگاه فیلمساز خود جای نقد و برسی دارد .به هر حال فیلم بانویی در اب را به هیچ عنوان نمیتوان با فیلمی مثل نشانه ها مقایسه کرد و صد البته معتقد هستم که این فیلم با تمام زیبایی هایی که دارد به مراتب ضعیف تر از ساخته های قبلی شیماالان است .اما باید از تصویر برداری خوب و موسیقی فیلم به نیکی نام ببریم و در کل بار دیگر به خاطر اینهمه خوش ذوقی به ام نایت شیامالان تبریک بگوییم و همچنان منتظر کارهای بعدی او بمانیم.
  •  
  • در اخر نقل قولی از کارگردان فیلم : دقیقاً همان طور که برای دخترهایم قصه تعریف می کنم: بدون این که بدانم از کجا سر در خواهم آورد. این یک سفر خطرناک و فوق العاده بود. به دخترهایم می گویم "می خواهید یک قصه برای تان تعریف کنم؟ و آنها "بله" می گویند. "خوب این قصه درباره چی باشد؟" و آنها مثلاً جواب می دهند "درباره لیوان آب!" من هم می گویم "خوب. زمانی مرد شیشه گری بود. می دانید شیشه چطور ساخته می شود؟ نفس تان و ریه های تان را به از درون یک لوله بلند به داخل شیشه مذاب فوت می کنید. یک روز این آدم خیلی ناراحت و پریشان بود و وقتی به درون شیشه مذاب فوت کرد. شیشه رنگ عجیبی به خودش گرفت" و این طوری یک قصه سر هم می کنم. بدون این که بدانم سرانجام این قصه به کجا خواهد رسید. همین طوری تعریف می کنم و اغلب به نقطه حیرت آوری ختم می شود. دخترهایم از این موضوع اطلاع دارند. به همین دلیل همیشه با هم از پایان قصه خبردار می شویم. موضوع "ندانستن این که قصه به کجا ختم خواهد شد" در مورد بانویی در آب منجر به ماجرایی دو ساله شد. اما در نهایت حسی داشتم که به من اطمینان می داد که همه چیزهایی که وارد این قصه می شوند بالاخره جزیی از زبان و دنیای آن خواهند شد.
  •  
  • شنبه 23 دی ماه سال 1385
    بانوئی در آب-۱
  • (منبع: وبلاگ موسیقی و فیلم به نویسندگی دوست عزیزم حسین یوسفی)
  • کارگردان: ام نایت شیامالان
    فیلمنامه: ام نایت شیامالان
    ژانر:تریلر-درام-فانتزی
    اهنگساز:جیمز نیوتن هاوارد
    مدت زمان فیلم:110 دقیقه محصول 2006
    بازیگران:
     Paul Giamatti
     Bryce Dallas Howard
     Jeffrey Wright
     Bob Balaban
     Sarita Choudhury
     Cindy Cheungi
     M. Night Shyamalan
     Freddy Rodríguez
     Bill Irwin
  • خلاصه داستان
  • کلیولند هیپ سرایدار یک مجتمع آپارتمانی Cove یک شب هنگام انجام کارهای همیشگی خود با زنی اسرار آمیز به نام استوری برخورد می کند. استوری در دالان های زیر استخر مجموعه زندگی می کند. کلیولند خیلی زود کشف می کند که استوری نوعی پری دریایی است. همان گونه که در افسانه ها آمده، این پریان دریایی که خطر سفر به دنیای آدم ها را پذیرفته اند از سوی جانوران خطرناکی تعقیب می شوند. کلیولند تصمیم می گیرد تا راه آزادی استوری را هموار کند، از این رو وی و ساکنان مجموعه باید یک سری رمز را کشف و با خطرات مختلفی روبرو شوند.
  •  

  • مقدمه
    خونه من جایی هست که هر پری که راه خونه‌اشو گم می‌کنه، براش آرزوی خوب می‌کنند. اما من راه خونه‌امو پیدا نمی‌کنم. تو خونه من وقتی روی زمین پا می‌ذاری زمین سوراخ نمی‌شه، اصلا پات به زمین نمی‌رسه، من یک پری دریایی‌ام که تو دلش پروانه هیچ وقت نمی‌میره. اما راه خونه‌امو، راه بهشت رو گم کردم.
    شاید با خواندن نوشته بالا به یاد داستانهای هانس‌ کریستین‌ اندرسن‌،نویسنده داستانهای معروف دوران کودکی خودتان افتاده باشید مثل دختر کبریت فروش و پری دریایی  ....و یا ساده تر بگویم قصه شنگول و منگول.خاله سوسکه.دختر شاه پریون.و......افتاده باشید .اینها همان قصه هایی هستند که پدران و مادران ما و یا پدربزگها و مادربزرگها زمانی که کودک بودیم برای ما تعریف میکردند و ما در ذهن خودمان این شخصیت ها را تجسم میکردیم و با انها زندگی میکردیم با شخصیت های داستانی دوران کودکی مان همسفر شده پا به جهانی ماورائ این جهان میگزاشتیم و احساسی وصف نشدنی درون ما ایجاد میشد .شاید همه ما در جهان ماده ارزو داشتیم که که یکی از قهرمانان خیالی مان از سرزمین قصه ها به دنیای ما گام می نهاد و ما را با خود به سرزمین ارزوها پیش فرشته های خوب و پاک میبرد پیش شاه پریون.زمانی که کودک بودم همواره ارزو داشتم که یک سرینتیپیتی داشته باشم همیشه به کونا حسودیم میشد دوست داشتم با سرینتیپیتی مهربون به دنیای ماهی ها برم .اما وقتی بزرگ تر شدم .دیدم تمام اون شخصیت های پاک دوستداشتنی تو دنیای خیالی خودم جای خودشونو دادن به شخصیت های منفی همون رویاهای کودکی من اما چرا این شخصیت های منفی و یا ادم بدها تو قصه ها تو دنیای واقعی هم هستند نمیدونم ؟ای کاش میشد فرشته دوست داشتنی کارتون پینوکیو رو زنده کرد ؟
  •  
  • نقد فیلم
    Lady In The Water
    بانویی در اب
    فیلم بانویی در اب اخرین ساخته ام نایت شیامالان است .وقتی صحبت از شیامالان میشود نا خوداگاه فیلمهایی مثل حس ششم و یا نشانه ها و ژانر دلهره اور سینما و الفرد هیچکاک از ذهن ما عبور میکند .خیلی ها او را الفرد هیچکاک زمان نامیده اند .اما در مورد او میتوان گفت که خیلی با استعداد است .او در اخرین فیلمش بانویی در اب یک سبک جدید را تجربه میکند و رو به سینمایی کمی فانتزی تر البته با رعایت قوانین حاکم بر فیلمهای قبلی خود فیلمی را میسازد با داستانی نو و این بار هم مثل گذشته با دستمایه هایی مثل ایمان جهان را از شری بدی ها نجات میدهد .شیامالان که خود را از فلسفه های مشرق زمین و اموزه های مکاتب هندویسم جدا نمیداند این بار قصه ای را که برای دختران خود تعریف میکرده به تصویر میکشد .این بار در فیلم او به جای یک روح سرگردان و یا یک موجود فضایی خبیث یک موجود افسانه ای به نام پری دریایی که بسیار مهربان و زیباست ظهور میکند . شیامالان با توجه به تعالیم هندی، ایمان و اخلاق را در قالب قصه ای اسطوره ای نمایش می دهد که البته بویژه آنچه در ادیان بودیسم و هندوییسم است به چشم تماشاگر غربی نمی آید. می دانیم آب در فرهنگ هند بسیار مقدس است و برای همین فضای اصلی فیلم روی همین استخر و ایزدان آب تمرکز کرده است. یا تعاریفی چون آینه و... ما در ابتدای فیلم شاهد تصاویری هستیم کهه این تصاویر انیمیشن های ساده ای هستند مثل نماد یک زن ...اب ...خورشید و گرگ ......که هر کدام از این اشکال معما گونه یک پیشگفتاری است برای جریان فیلم درست مثل الفرد هیچکاک که در ابتدای فیلمهایش نشان هایی از انچه که در فیلم قرار است  رخ بدهد به بیننده نشان میداد و صد البته که شیامالان تحت تاثیر کارهای هیچکاک بوده و هست و مثل الفرد هیچکاک در فیلمهایش به عنوان یک نماد حضور دارد و سکانسی را به عنوان بازیگر حاضر میشود اما شیامالان در این فیلم پای رو فراتر گذاشته و تبدیل به یکی از بازیگران فیلم شده که شاید به خاطر همین موضوع کمی این فیلم نسبت به ساخته های قبلی او از نظر خوش ساخت بودن ضعیف تر از اب در امده .اما با وجود این ضعفها موضوع بسیار جالب این فیلم و در واقع قصه جالب این فیلم که نوشته خود شیامالان است ا حدود زیادی کم و کاستی های این فیلم را جبران کرده است
  • چهارشنبه 20 دی ماه سال 1385
    سینمای هراس؛ ژانر جذاب برای انتقال اندیشه-۲
    به نظر می‌آید ریشه قضیه همچنان در عدم تخصص پایه‌های تولید و شکل‌گیری فیلم باشد؛ یعنی وجود برخی تهیه‌کنندگان و برخی مدیران سینما؛ مدیران وتهیه‌کنندگانی که برخی‌شان اساساً سررشته‌ای از عالم تولید فیلم استاندارد ندارند و مدیریتی که می‌خواهد به هر حال چرخ سینمای ایران بچرخد و بس!
    چگونه است که سینمای غرب با استفاده از روایات و حکایات مذهبی ما، فیلم‌هایی مثل «روح»(جری زوکر)‌ و «چه رؤیاهایی که می‌آیند»(وینسنت وارد) و «هفت» و «باشگاه مبارزه»(هر دو از دیوید فینچر) می‌سازد، آن‌وقت ما که خود به لحاظ مذهبی به آن روایات و حکایات نزدیک‌تر بوده و سال‌هاست ادعای اعتقاد به آنها را داریم، آن فیلم‌ها را با افتخار نشان می‌دهیم(!) و بعدهم از روی‌شان «روز فرشته»‌ و «آخرین گناه» ‌را کپی می‌کنیم و تازه سرمان را هم بالا می‌گیریم که فیلم ماورایی و معناگرا ساختیم!چرا سینمای ما جرات پرداختن به موضوعاتی همچون آنچه در سریال‌های «کمکم کن» و «او یک فرشته بود» و «روح مهربان» روایت شد را ندارد؟ سریال‌هایی که به دلیل تازگی و بداعت موضوعی، مخاطبان کثیری را جذب کرد و مانند آنها (البته منطبق بر مدیوم هنر هفتم و با امکانات و قدرت تصویری بیشتر) می‌تواند درهای تازه‌ای بر روی سینمای بحران‌زده ما باز نماید.
    باور کنید چنان موضوعاتی، تنها در ماه مبارک رمضان مناسبت ندارد و برای تمامی فصول سال، توجیه‌پذیر است. سوژه‌هایی درباره کیفر گناه و فریب شیطان و توجه به عالم آخرت، تنها جهت گذران اوقات پس از افطار جذاب نیست بلکه در همه روزها و تمامی زمان‌ها- به‌خصوص در سالن‌های سینما- می‌تواند اوقات فراغت سینماروها را از توجه به قصه‌ها و داستان‌های سطحی و نخ‌نماشده «آتش‌بسی» فراتر برده و به مسائل جدی‌تری معطوف دارد تا سینما هم بنا به رسالت اصلی‌اش در لابه‌لای سرگرمی‌ها، هشداری باشد برای مرگ و آخرتی که عنقریب همه را درخواهد ربود. مشاهده می‌فرمایید که سینمای غرب و کمپانی‌های هالیوودی به رغم همه غفلت‌پراکنی‌هایشان برای تبلیغ اعتقادات سردمداران خود وجذب افراد به آنها، از هیچ یک از موضوعات ماورایی گریزان نیستند و با انواع و اقسام آثار همچون «طالع نحس» و «کنستانتین» و «پایان روزها» و امثال آن، مخاطبانشان را از آنچه در کتاب‌های دینی‌شان آمده می‌ترسانند و به پناه‌گرفتن در سایه اهداف همان کتب فرامی‌خوانند ولی عملاً  ما، دست روی دست گذارده و فقط برای محصولات آنها کف می‌زنیم!

    ورای سرگرمی ..........
    سینمای هراس- آنچنان که امروز در دنیا اتفاق می‌افتد- می‌تواند ورای سرگرمی، انتقال‌دهنده بسیاری از پیام‌ها و نکات و اندیشه‌ها باشد. همچنان که سینمای آن طرف آب‌ها برای القای برخی افکارشان از سینمای هراس و وحشت، سود فراوانی عاید خود می‌کنند، سینماگران ما هم می‌توانند برای تبادل اندیشه‌های انسانی و اسلامی و اخلاقی از آن بهره بگیرند؛ خصوصاً که ما در حکایات و روایات دینی ومذهبی و همچنین در قصه‌ها و افسانه‌های کهن خود، سوژه‌های اریژینال متعددی برای ساخت فیلم‌های ترسناک و ماورایی داریم که می‌تواند آنها را اساساً با مشابهات خارجی متفاوت گرداند؛ موضوعاتی درباره جن و روح و عالم برزخ و شیطان(که بعضاً هم مورد استفاده واقع شده) و قصه‌هایی درباره دیوها و غول‌ها(که حتی سینمای غرب به اشکال دیگر به نام خود و با آمیختن به فرهنگ خود، ‌آنها را مورد استفاده قرار داده است) که از دل آنها فیلم‌های بسیار جذاب و عمیقی بیرون می‌آید.

    نوشته سعید مستغاثی، روزنامه همشهری http://www.hamshahri.org/News/?id=7739

    یکشنبه 10 دی ماه سال 1385
    سینمای هراس؛ ژانر جذاب برای انتقال اندیشه-۱
    شاید یکی از علل سربسته‌ماندن بحران سینمای ایران (که به قول دوستی، از فرط تکرار، خود به یک بحران بدل شده است!) محصورشدن آن در گونه یا گونه‌هایی خاص از فیلم باشد.

    با یک نگاه اجمالی می‌توان دریافت که در سال‌های پس از انقلاب، هر زمان این سینما در محدوده بسته یک یا چند نوع فیلم گرفتار شده و سوژه‌های تکراری آن را آماج حملات خود قرار داده است. زمان‌های معدودی در طی این سال‌ها می‌توان یافت که شاهد تولید گونه‌های مختلف فیلم بوده‌ایم؛ خصوصاً‌ در سال‌های اخیر که این محدودیت گونه‌ای بیشتر رؤیت شده و در نتیجه، مخاطبان آن را نیز محدودتر ساخته است.
    اما گونه‌هایی از سینما وجود دارد که به دلایل مختلف، اساساً در سینمای ایران تجربه نشده و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ گونه‌هایی که می‌توان به آن «ژانرهای گمشده سینمای ایران»‌ اطلاق کرد. از این دسته، «ژانر وحشت» یکی از مهجورترین ژانرهای سینما در ایران به شمار می‌آید؛ ژانری که در تاریخ سینمای جهان، همواره از پرفروش‌ترین و پرمخاطب‌ترین گونه‌های سینمایی بوده و تا امروز، کمتر هفته‌ای است که فیلمی از این ژانر بر پرده سینماهای دنیا نقش نبندد و تماشاگران زیادی را به خود جلب نکند. البته بی‌توجهی به سینمای وحشت یا سینمای هراس، مربوط به سینمای بعداز انقلاب نبوده بلکه در کلیت تاریخ سینمای ایران ریشه دارد؛ به این معنی که تحقیق و جست‌وجو برای این نوع آثار در تاریخ سینمای ما، حاصلی جز دو،سه فیلم ندارد.
    در واقع در سینمای پیش از انقلاب، با درنظرگرفتن عناصر سینمای هراس، تنها می‌توان به فیلم «وامپیر؛ زن خون‌آشام» ساخته مصطفی اسکویی در سال 1346 (بدون توجه به نقاط ضعف مفرطش) اشاره کرد و بس! اگرچه عده‌ای، برخی فیلم‌های ساموئل خاچیکیان (مانند «ضربت» و «فریاد نیمه‌شب» و «یک قدم تا مرگ») را در زمره فیلم‌های ترسناک به شمار می‌آورند، ولی به نظر می‌آید این تلقی، مشابه همان اشتباهی است که در مورد سینمای هیچکاک صورت گرفته است. در حالی که برخلاف این برداشت، سینمای این دو سینماگر (البته هر یک در جایگاه خود)‌ بیشتر واجد عناصر آثار تعلیق‌آمیز و جنایی- معمایی هستند تا نشانه‌های سینمای هراس. در میان فیلم‌های ساموئل خاچیکیان شاید تنها بتوان فیلم «دلهره» را تا حدی در یکی از زیرگونه‌های سینمای هراس محسوب کرد.
    در این زمینه در سینمای پس از انقلاب هم به فیلم «شب بیست‌ونهم»‌ساخته حمید رخشانی برمی‌خوریم که سالها درگرفت‌وگیر ممیزی قرار داشت تا عاقبت مشکل نمایش آن حل  شد و همچنین «خوابگاه دختران» به کارگردانی محمدحسین لطیفی که دو سال قبل اکران شد ولی علاوه بر عدم افشای ترسناک‌بودن فیلم تا زمان اکران، تهیه‌کننده آن حتی در تبلیغات هم از به‌کار‌بردن لفظ فیلم وحشت پرهیز کرده و عکس‌های تبلیغی آن را از صحنه‌های به‌ظاهر شادش درآورده بود. نکته جالب آنکه بسیاری از تماشاگران، با ناباوری در هنگام تماشای فیلم متوجه می‌شدند که «خوابگاه دختران» در واقع یک فیلم از سینمای هراس است و برخی به همین دلیل با اعتراض، سالن را ترک می‌کردند! همچنان که برخی از مخاطبان فیلم‌های وحشت نیز هنگامی که دریافتند چنین فیلمی از دستشان در رفته، معترض شدند! به رغم همه این موضوعات، فیلم «خوابگاه دختران»‌ از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال شد و امید می‌رفت سال‌های بعد، به دنبال آن، فیلم‌هایی دیگر در این ژانر جلوی دوربین برود ولی چنین اتفاقی نیفتاد. نکته قابل توجه این که وقتی موضوع تبلیغات نامناسب فیلم را با تهیه‌کننده آن در میان گذاشتیم، وی ترس از عدم اکران آن را مطرح می‌کرد و حتی گفت که همین ترس باعث شد در ترسناک‌کردن صحنه‌ها، کمال امساک را به کار ببندند.
    البته سال‌ها بنا به قانون نانوشته‌ای، سینماگران از پرداختن به موضوعات ماورایی و امثال آن منع می‌شدند. حتی‌ با روح‌بازی در فیلمی همچون «روز فرشته»، فقط آن را یک شوخی قلمداد کردند. به همین شکل، در تلویزیون هم فیلم‌هایی از این دست، راهی به آنتن نداشتند اما چندین سال است که در ماه مبارک رمضان، سریال‌هایی با موضوعات ماورایی پخش می‌شوند؛ از جمله اشاره به تصویر عالم برزخ در سریال «کمکم کن»، حضور شیطان در سریال «او یک فرشته بود» و تجسم وحشتناک گناهان در سریال «آخرین گناه»، از این قسم به حساب می‌آید. همچنین شاهد بازگشت ارواح در برخی مجموعه‌ها مانند «روح مهربان» بودیم. به نظر می‌آید اینک مدت‌هاست این مسأله(آن هم به نوعی افراطی) حل شده است، چنان که فیلم‌های ترسناک و ماورایی به‌وفور و بدون توجه به تبعات و حتی درجه‌بندی سنی آنها (که اغلب برای کودکان و نوجوانان منع شده‌اند) متاسفانه در پربیننده‌ترین ساعات پخش شده و باعث برانگیختن اعتراضاتی هم شده است. علاوه بر آن، هم‌اکنون به طور هفتگی در برنامه‌ای تحت عنوان «سینما ماورا» برخی فیلم‌های از این نوع، روی آنتن می‌روند. شاید چند سال پیش حیرت می‌کردیم که فیلم‌هایی همچون «دیگران» یا «حلقه» و یا «موهبت الهی» را بر صفحه تلویزیون می‌دیدیم، ولی امروز انواع و اقسام فیلم‌های وحشت، نه فقط از تلویزیون بلکه از سوی شبکه رسمی ویدئویی کشور در فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی، علناً ارائه می‌شوند و به نظر می‌آید که دیگر آن موانع قبلی در راه ساخت این‌گونه آثار وجود ندارد.اما چرا چنین فیلم‌هایی که می‌تواند مخاطبان بسیاری را جذب سینماها گرداند و خیلی از مشکلات این سینما را حل کند، ساخته نمی‌شوند؟ چرا سینماگران رغبتی به این گونه موضوعات نشان نمی‌دهند؟ چرا مسئولان سینمایی برای جذب طیف وسیع‌تری از تماشاگران، سعی در تشویق فیلمسازان به ساخت آثار متنوع ندارند؟

    چهارشنبه 6 دی ماه سال 1385
    دنباله ای بر اره
     
    images/20061106/saw.jpg
     
    جام جم آنلاین : «اره ۴» هم ساخته می شود! تهیه کنندگان این مجموعه فیلم پرفروش ترسناک و دلهره آور اعلام کردند قسمت جدید این فیلم همزمان با جشن هالووین آینده سال دیگر همین روزها به روی پرده سینماها خواهد رفت.
    براساس گزارش آسوشیتدپرس ، «اره ۳» که هفته قبل همزمان با جشن هالووین (جشن ترس و وشت) اکران عمومی شد، توانست رکورد افتتاحیه این مجموعه فیلم را بشکند و ۳۴ میلیون دلار فروش کند. از قرار معلوم همین موفقیت بی نظیر باعث شده تا سازندگان فیلم بلافاصله به فکر تولید قسمت دیگری از آن بیفتند.
    شرکت لانگ ساید گفت خط اصلی قصه فیلم شبیه همان ۳ قسمت قبلی خواهد بود ولی یک سورپریز برای بینندگان قسمت ۴ در نظر گرفته شده است.
    فیلمنامه فیلم هم اکنون درحال نگارش است و کلید فیلمبرداری آن احتمالا اوایل تابستان زده می شود.
    «اره 3» که با هزینه ای ۱۵ میلیون دلاری تهیه شده تا بین بل و شارون اسمیت را در نقشهای اصلی دارد.
    قصه فیلم درباره همان قاتل زنجیره ای نقاب به چهره است که قربانیان خود را وادار می کند تا برای زنده ماندن دست به قتل بزنند.