شارژر همراه موبایل Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 28 آبان ماه سال 1386
اعداد اسرارآمیز
فیلم تازه جوئل شوماخر درامی ترسناک و هیجان‌انگیز ‌است که در آن «جیم کری» در دو شخصیت به ایفای نقش پرداخته است.

«شماره23» درامی ترسناک و هیجان‌انگیز،‌ ساخته جوئل شوماخر است که فیلم‌های مشهوری مثل « بتمن و رابین»، «بتمن برای همیشه»، «سقوط»، «باجه تلفن» و «شبح اپرا» را در کارنامه هنری خود دارد.

شوماخر علاوه بر کارگردانی در زمینه نویسندگی و تهیه‌کنندگی نیز نامی آشناست.
در این فیلم «جیم کری» کمدین معروف سینما در دو شخصیت به ایفای نقش پرداخته و برخلاف سایر کارهایش که اغلب فیلم‌هایی کمدی هستند این بار در نقشی جدی ظاهر شده است.

جیم کری درباره کاراکترهای خود در این فیلم چنین می‌گوید:« من در این فیلم در آغاز در نقش اسپارو کتابی را می‌خوانم که داستان آدمی شبیه من است اما در عوض من (اسپارو) که شغلم جمع کردن سگ‌های ولگرد است او کارآگاهی با هوش و جذاب به نام فینگرلینگ است.

بعد از بازی‌های متعدد من در نقش‌هایی با روحیه‌ای کودکانه، فینگر اصلاً شخصیتی بچگانه ندارد. او سرسخت و قوی است و با دست‌های پر از خالکوبی‌اش ساکسیفون می‌نوازد و من برای ایفای این نقش مجبور به یادگیری نواختن این ساز شدم. فینگر باید راز قتل‌هایی که در ارتباط با عدد 23 اتفاق می‌افتند کشف کند و انگار همه چیز در دنیا می‌تواند به این عدد برگردد... و این فیلم برای من، رویای هیجان‌انگیزی بود.»

مجموعه عواملی مثل ماجرای اعداد رمزی(عدد23) به علاوه حضور جیم کری و فقدان یک روایت منسجم، فیلم شماره 23 را می‌سازند.

این فیلم یک تریلر سیاه و روانکاوانه و جذاب بصری به همراه قهرمان پارانوییدی است که گرفتاری وسواس گونه‌ای با اعداد رمزی پیدا کرده است.

فیلمنامه این فیلم را فرنلی فیلیپز براساس اسرار عدد 23 نوشت. عددی که سبب یک سری اتفاقات و مرتبط با نام‌ها وتاریخ‌ها است.

به گواهی تاریخ ژولیوس سزار 23ضربه شمشیر خورد، شکسپیر در 23آوریل 1564 به دنیا آمد و در 23آوریل 1616 مرد.

کشتی مشهور و پرماجرای تایتانیک که اقتباس‌‌های سینمایی زیادی از داستان آن صورت گرفته است، در 15آوریل 1912 غرق شد و 15آوریل در رمز شناسی اعداد این طور تفسیر می‌شود: 2+1+9+1+5+1+4=23.

داستان فیلم شماره 23 از آنجایی شروع می‌شود که آگاتا (با بازی ویرجینیا مدسون) همسر والتر اسپارو (جیم کری) رمان اسرارآمیزی به نام شماره 23 (هم‌نام فیلم) را به مناسبت تولد اسپارو به او هدیه می‌دهد.

اسپارو شروع به خواندن کتاب می‌کند. رمان از زبان کارآگاهی به نام «فینگر لینگ» روایت می‌شود ( که نقش او را هم جیم کری بازی می‌کند) به تدریج اسپارو می‌فهمد که به طرزی عجیب و گیج‌کننده، زندگی او شبیه کارآگاه فینگرلینگ است و خیلی از مسایل مهم زندگی اسپارو مثل تاریخ تولد و سایر اتفاقاتی که برای او می‌افتد شبیه کارآگاه و به طرزترسناکی، مرتبط با عدد 23 است.

فیلم وقایع کتاب را به صورت یکسری تصاویر نئونوار ترسیم می‌کند. فینگرلینگ قاتل زن موسیاهی به نام «فابریزیا» (با بازی مدسون) است قتلی که به خاطر حسادت صورت گرفته است و همانطور که همه چیز به سرعت پیش می‌رود همذات پنداری والتر اسپارو با فینگر لینگ سبب می‌شود والتر به همسرش سوءظن پیدا کرده و تصمیم بگیرد به او آسیب برساند.

به تدریج با مرگ یک زن دیگر و حضور یک سگ بدشگون و آدم‌هایی که در اثر بازی رمزی اعداد شبیه دیوانگان شده‌اند، وقایع فیلم پیچیده‌تر می‌شود. تا جایی که این تصور برای مخاطب پیش می‌آید که آنها همگی در دام اعداد رمزی گیر افتاده‌اند والتر به صورتی کاملاً اتفاقی به مسایلی درگذشته پی‌می‌برد و به همراه همسر و پسرش تلاش می‌کنند برای خلاصی از این ماجرا، هویت نویسنده کتاب را کشف و انگیزه او را از ایجاد این بازی گیج کننده روشن کنند.

با وجود روشن شدن برخی قضایا در فیلم، فیلمنامه فیلیپز، همچنان به شکلی آگاهانه به سمت مبهم شدن پیش می‌رود و از تم مرکزی - اسرار و رمزگونگی اعداد- به نوعی درام روانکاوانه و کندوکاو روانشناسانه و در نهایت به یک ماجرای دراماتیک خانوادگی می‌رسد.

در فیلم شماره23، «جوئل شوماخر» (که پس از فیلم شبح خیالی به ساخت فیلمی در ژانر تریلر برگشته است) هرگز نتوانسته به راهکارهای بصری لازم و متقاعد کننده‌ای برای ملموس کردن فضای فیلم، دست یابد.

برخی صحنه‌های فیلم مربوط به زمان قابل توجه و برجسته است مثلاً جایی که اتاق در نوعی رنگ سفید غرق می‌شود و انگار به زمان آینده می‌رویم و فیلم در فضایی خواب مانند و رویا گونه مدام دیزالو می‌شود و نوع تدوین آن به گونه‌ای است که سبب ایجاد حس تعلیق در ریتم ماجرا است.

تصاویر فیلم به طرزی عمدی کسل کننده و فاقد نشاط‌اند. آنها از رنگ‌های سبز چرک و تیره و قهوه‌ای به شدت اشباع شده‌اند و همچنین رنگ مایه قرمز به صورت یک موتیف آشکار و درشت در میانه تصاویر، مدام به چشم می‌آید.

باوجود بازی موفق جیم کری در درام عاشقانه «درخشش ابدی یک ذهن بی‌عیب» در سال 2004 (که او توانست خلاقیت ناخودآگاه و ذاتی خود را به نمایش بگذارد.) کری، بیشتر مستعد نقش‌های کمدی است و به سادگی می‌توان گفت که او انتخاب مناسبی برای ایفای این دو نقش در فیلم شماره 23 نبوده است.

این نقش‌ها می‌توانست توسط بازیگری که کمتر شناخته شده است هم اجرا شود. ظاهر کری و گریم او در این نقش چندان ربطی به شخصیت پردازی ندارد مثلاً کاملاً بی‌دلیل موهایش را بلند کرده است و از همان لحظات نخست فیلم،‌ به نظر می‌رسد گزینه مناسبی برای ایفای نقش شوهر یا پدر نیست و هرچه فیلم پیش می‌رود این عدم تناسب بیشتر به چشم می‌آید تا جایی که نه والتر و نه فینگرلینگ، هیچ کدام شخصیت محوری فیلم محسوب نمی‌شوند و کری مجبور است تلاش کند تا در یک وضعیت سرگیجه‌آور آشکار، با یک سری شوخی‌های مبهم به درون نقش‌ها نفوذ کرده و به آنها شکل ببخشد.

بازیگر دیگر فیلم «مدسون» که او هم در دو نقش ظاهر شده است در نقش اول (همسر والتر) بسیار خوب دیده می‌شود اما در نقش فابریزیا که زنی ولگرد و خانه به دوش است چندان به چشم نمی‌آید.

منبع: همشهری آنلاین
پنجشنبه 17 آبان ماه سال 1386
خون آشام دیگری در راه است
جدول اکران و فروش فیلم‌های سینمای جهان، در فصل پر هیاهوی فیلم‌های بزرگ، هر روز فیلم جدیدی را در صدر می‌بیند و فیلم‌های پر فروش در کمتر از یک هفته جایشان را به فیلم دیگری می‌دهند که رقم دلارشان همه را شگفت زده می‌کند.

تا چند روز گذشته صدر جدول اکران در اختیار فیلمی کمدی بود که با حضور بازیگران مشهورش توانسته بود توجه‌ها را به خود جلب کند.

اما این فیلم در 3 روز گذشته مغلوب یک فیلم ترسناک به نام 30 روز شب شده است که فروش بسیار بالایی داشته است.

فصل فیلم های جدی

فیلم 30 روز شب، با بازی جاش‌هارتنت در 3 روز اول اکران در بازار آمریکای شمالی با 16 میلیون دلار پرفروشترین فیلم هفته شد و کمدی چرا ازدواج کردم؟ ساخته تایلر پری را به رده دوم جدول فرستاد. چرا ازدواج کردم؟ هفته پیش نیز پرفروش‌ترین فیلم هفته بود.

30 روز شب برای رسیدن به این رده با فیلم‌هایی چون طرح بازی، مایکل کلایتون، رفته، عزیزم، رفته، جواب دندان‌شکن، شب متعلق به ماست، کابوس پیش از کریسمس، اجرا، پسر دلشکسته و آنچه در آتش از دست دادیم رقابت کرد.

آسوشیتدپرس پس از اکران این فیلم اعلام کرد: «موفقیت این فیلم ترسناک در حالی حاصل شد که دیگر فیلم‌های تازه به نمایش درآمده این هفته شروعی نه چندان در خور توجه داشتند.

چه اخبار مربوط به جنگ عراق یا افغانستان باشد، چه اخبار ناگواری که از پاکستان یا میانمار مخابره ‌شود.

چیزی که هست به‌نظر می‌رسد تماشاگران دیگر علاقه‌ای به شنیدن اخبار بد در سالن‌های سینما ندارند، آن هم با فیلم‌هایی که یا درباره ربوده‌شدن یک کودک هستند، یا شکنجه یا اعتیاد به هروئین.

به گفته پل درگارابدیان، رئیس مؤسسه مدیا بای نامبر که آمار فروش فیلم‌ها را پی می‌گیرد: پاییز، فصل فیلم‌های جدی است و به‌نظر می‌رسد تماشاگران به نوعی در برابر این نوع فیلم‌ها مقاومت نشان می‌دهند. تماشاگران هراس یا سختی‌ها را در زندگی خود می‌یابند، نه در فیلم‌ها.

30 روز شب

30 روز شب را دیوید اسلید بریتانیایی کارگردانی کرده و فیلمنامه آن را استیو نایلز و استوارت بیتی نوشته است.

البته این 2 فیلمنامه را براساس کمیک بوکی به همین نام نوشته‌اند. این کمیک استریپ اثر تقریبا فراموش شده‌ای از آلن مور بود. به جز جاش‌هارتنت، ملیسا جرج، و بن فاستر هم در این فیلم بازی می‌کنند.

30 روز شب در کمپانی کلمبیا پیکچرز تولید شده و محصول مشترک آمریکا و نیوزیلند است با بودجه‌ای 50 میلیون دلاری. و اما داستان این فیلم درباره گروهی از خون‌آشامان آلاسکاست که وقتی خورشید برای 30 روز غروب می‌کند از مخفیگاه خود بیرون می‌زنند.

در این بین یک تیم پلیس زن و شوهر با بازی ملیسا جرج و جاش‌هارتنت در نقش رهبر این گروه آلاسکایی به مقابله با خون‌آشامان حریص برمی‌خیزند و می‌کوشند شهر را از حمله آنها در امان نگه دارند.

فیلمبرداری این فیلم 70 روز در بخش‌های مختلف نیوزیلند انجام شد.از حاشیه‌های این فیلم هم بدانید که به گفته دیوید اسلید، قرار بود «سام ریمی» کارگردان معروف، این فیلم را کارگردانی کند.

اما در آن زمان نگارش فیلمنامه 30 روز شب در مراحل اولیه قرار داشت و پس از پایان نگارش فیلمنامه، ریمی ترجیح داد که به‌عنوان تهیه‌کننده با این طرح همکاری کند.

به‌نظر می‌رسد تجربه جدید تریلر ترسناک اسلید و جاش‌هارتنت بتواند در گیشه بیش از این هم موفق باشد.

ضمن اینکه منتقدان هم به این فیلم روی خوش نشان داده‌اند و از 100 امتیاز 53 امتیاز به آن داده‌اند که این رقم برای یک فیلم ترسناک امتیاز بدی نیست.

به‌خصوص اینکه فیلم‌هایی که براساس کمیک استریپ‌ها ساخته شده بودند، امسال با اقبال مواجه شدند.

منبع: همشهری آنلاین
پنجشنبه 3 آبان ماه سال 1386
موج نو، یک وبلاگ تمام سینمائی
موج نو عنوان وبلاگ امیر عزتی، از نویسندگان و منتقدان سینما است که نوشته هایش برای علاقمندان هنر هفتم قطعا خواندنی است. دلیل انتخاب عنوان "موج نو" هم علاقه آقای عزتی به سینمای موج نو فرانسه و کارگردانان مطرح این سینما مثل تروفو و گدار است.
در وبلاگ موج نو، علاوه بر نقد حرفه ای فیلم های سینمایی، می توانید معرفی فیلم های روز را بخوانید. در نوشته هایی که به معرفی فیلم های روز می پردازند علاوه بر مشخصات فنی فیلم و خلاصه داستان آنها، زیر عنوان چرا باید دید؟ به بررسی اجمالی موضوع و پیام فیلم و دلایل معرفی شدنش پرداخته شده است. علاوه بر نقد فیلم و معرفی فیلم های روز، ترجمه مصاحبه با بعضی کارگردانان را نیز در موج نو خواهید یافت.
اگر به مسائل حوزه سینما علاقه دارید وبلاگ موج نو برای شما جالب خواهد بود.

امیر عزتی در وبلاگش اینگونه خودش را معرفی کرده است:
امیر عزّتی
متولد ١٣٤٧ تبریز
تحصیل: رشته گرافیک در هنرستان هنرهای زیبا، گرایش کارگردانی در دانشکده سینما و تئاتر- ناتمام - دوره آموزش فیلمسازی در کانون سینماگران آماتور

سوابق کاری
مطبوعات: نویسنده و مترجم
انتشار بولتن فیلم خانه ملی ایران از ١٣٧٥ تا ١٣٧٧
کار در نشریات سینمایی ماهنامه فیلم، فیلم و هنر، فیلم و سینما، سینما تئاتر، تصویر،هفته نامه سینما، فرهنگ و سینما، گزارش روز و ...

کتاب ها:
جیمز باند ، سی و پنج سال با یک پدیده - ترجمه و تالیف با همکاری کامیار محسنین
ویدئو و رسانه های تصویری( تالیف)
مذهب در سینما - ترجمه
قصبه- فیلمنامه[نوری بیلگه جیلان] ترجمه
چهره پنهان- فیلمنامه[اورهان پاموک] ترجمه
پارانویای هالیوود-رمان[اسوالدو سوریانو]ترجمه
هتل مام میهن-رمان[یوسف آتیلگان] ترجمه

تدریس : تاریخ سینما و تحلیل فیلم
انجمن آشوریان تهران- آموزشگاه سمندریان- کالج سینمایی مهر و ...

تلویزیون:
سینمای نود -نویسنده، کارگردان
زبان تصویر -نویسنده، مشاور ساخت
سینما ٢ -نویسنده
سینما ١ -نویسنده
برداشت کوتاه -نویسنده، کارگردان
این سو و آن سوی سینما - نویسنده، کارگردان
ساحری و سامری ١٣-نویسنده، کارگردان
سینما سیاست(سری اول)نویسنده، کارگردان
برنده دو جایزه و تقدیر نامه از اولین جشنواره خبر و برنامه های سیاسی تلویزیون
سینما سیاست (سری دوم)نویسنده

مستند:
پرسه در شهر- نویسنده، کارگردان سوپر ٨
غار علی صدر- نویسنده، کارگردان ١٦ میلیمتری
تجارت مرگ- نویسنده، کارگردان، بتاکم
استئوپروز، پوکی استخوان- کارگردان،دی وی کم
روانشناسی شخصیت- کارگردان ، دی وی کم

داستانی:
انگشتر - نویسنده، کارگردان ، تدوین گر (بر اساس قصه ای از سلما لاگرلوف) سوپر ٨
مزاحم- نویسنده، کارگردان ، تدوین گر سوپر ٨
بلوغ - نویسنده، کارگردان ، تدوین گر سوپر ٨


آدرس وبلاگ موج نو : newwave.blogfa.com
سه شنبه 1 آبان ماه سال 1386
میلایوویچ باز هم علیه زامبی‌ها
 
فیلم شیطان مقیم: انقراض، نوشته پل دبلیو اس اندرسون و به کارگردانی راسل مالکاهی، سومین فیلم از سری فیلم‌های سه گانه فانتزی و علمی تخیلی شیطان مقیم است.

درامی ترسناک و هیجان انگیز که بر مبنای سری بازیهای کامپیوتری پرطرفداری با همین نام ساخته شده است. (ماجرای این بازی‌ها در اصل از فیلمی ترسناک ساخته جورج رومرو در سال 1968 به نام شب مرده  بیدار الهام گرفته شده است).

فیلم درباره قهرمان زنی به نام آلیس (با بازی میلایوویچ) است که به جنگ شیطان می‌رود.

داستان فیلم این‌طور شروع می‌شود که با عبور ازمنطقه نوادا آلیس به گروهی ملحق می‌شود و دسته‌جمعی تلاش می‌کنند تا در مقابل شیطان بجنگند.

شیطان و دار و دسته اش نوعی ویروس بیومکانیکی تولید کرده‌اند که در فیلم اول به‌طور تصادفی از آزمایشگاه خارج می‌شود و در فیلم دوم به کل شهر سرایت می‌کند و حالا در فیلم سوم در کل جهان در حال انتشار است و انسان‌ها و قربانیانش را تبدیل به موجوداتی وحشی و خونخوار به نام زامبی می‌کند.

آلیس در فیلم سوم تلاش می‌کند مردم را به منطقه‌ای درآلاسکا ببرد جایی که هنوز ویروس در آنجا منتشر نشده است.

فیلم با ریتمی تند آغاز می‌شود و سرشار از سکانس‌های پر تحرک اکشن است، مثل صحنه‌های جنگ و حمله به تعداد زیادی از زامبی‌ها و تصاویر بسیاری از نمای نزدیک و بالا از نبرد تن به تن و مبارزه شخصی میلایووچ با بیش از 100نفر از زامبی ها...که ریتم تصاویر، ونحوه کات‌ها فیلم را جذاب و دیدنی می‌کند.

به گفته فرانک شک، منتقد روزنامه هالیوود ریپورتر این فیلم با داشتن این ویژگی‌های قابل توجه طرفداران و مخاطبان فیلم‌های این‌چنینی را قطعا متقاعد و راضی خواهد کرد و تمام طرفداران مشتاق این سری فیلم‌ها از دیدن آن لذت خواهند برد.

در شیطان مقیم: انقراض هم که پس از شیطان مقیم: آخر الزمان ساخته شده است میلایوویچ باز هم نقشی محوری دارد و بر خلاف انتظار، این فیلم از2فیلم قبلی چشمگیر‌تر و زیبا‌تر است. 

میلایوویچ به همراه گروهی از بازیگران نام آشنا و قوی دنیای سینما، تلویزیون، موزیک و جهان کمدی جمع شده‌اند تا به جنگ زامبی‌ها بروند. تم مرکزی فیلم درباره تکثیر ویروسی خطرناک است.

آلیس و دوستانش تلاش می‌کنند تا جلوی تکثیر این ویروس را بگیرند. او در صحنه‌های مختلفی در فیلم با 2شمشیر درخشان در 2دست در حال مبارزه است و بسیار خوب ضربه می‌زند(حتی گاهی چنان با 2شمشیر ضربه می‌زند که شبیه سرآشپز ماهری می‌شود!) حرکات رزمی این زن قهرمان در صحنه‌های اکشن بسیار جذاب طراحی شده است و این بخش‌ها بیش از آن که متکی به دیالوگ باشد بر مبنای تصاویر حرکات شمشیر زنی و کشیدن و ضربه‌زدن سریع با شمشیر ترسیم شده است.

راسل مالکاهی گروهی از بازیگران شاخص را دور هم جمع کرده که هرکدام در فیلم نقش خود را به خوبی ایفا می‌کنند، کسانی مثل ادد فر، آلی لارتر، ستاره موسیقی هیپ هاپ آشانتی و هنرمند فیلم‌های کمدی، مایک اپس...
بر خلاف 2فیلم قبلی که چندان از سوی منتقدان مورد تو جه قرار نگرفت این فیلم تا کنون با استقبال خوبی از سوی منتقدین روبه‌رو شده است.

جوئه لیدان منتقد ورایتی در باره این فیلم چنین می‌گوید: بخش سوم از سه گانه 100 میلیون دلاری شیطان مقیم، نسبت به 2فیلم قبلی کمتر شبیه بازی‌های ویدئویی- کامپیوتر است و هر چند پر از صحنه‌های اکشن است و مانند 2  فیلم قبلی بر اساس ماجرای تخیلی و افسانه‌ای نوشته شده اما نسبت به آن دو  از منطق روایی بهتری در روند اتفاقات برخوردار است.

در فیلم اول از این سه گانه، میلا یوویچ تنها جنگجویی است که مانند یک منجی تلاش می‌کند زامبی‌ها را که در حال نابود کردن نسل انسان‌ها هستند از بین ببرد. در فیلم سوم سال‌ها گذشته و ویروس در تمام دنیا گسترش پیدا کرده و تعداد زیادی از آدم‌ها در اثر ابتلا به ویروس تبدیل به زامبی‌های خونخوار شده‌اند.

در این قسمت بسیاری از تصاویر جنگ و مبارزه در بیابان‌های مکزیک (بیابان‌های مکزیک قابلیت خوبی برای ایجاد حال و هوایی این‌چنینی در فیلم دارد و به نوعی تصاویر آن حتی یاد آور فیلم‌های وسترن است ) فیلمبرداری شده است.

نوعی ایمان به سرنوشت و عقیده قاطع به حقیقت و نجات یافتن سبب ایجاد انگیزه‌ها و تمهیداتی در وجود آلیس و دیگران است که سبب می‌شود او به همراه بازماندگان حمله زامبی‌ها باز هم در پی نجات خود و دیگران باشند تا جایی که همین ایمان در نهایت سبب می‌شود آلیس با به کار گیری نیرو‌های مختلف بتواند جان عده‌ای را نجات دهد.

طراحی صحنه زیبای فیلم سبب ایجاد تصاویری با شکوه و چشمگیر در فیلم شده و گاه نشانه‌های آشنایی هم در فیلم دیده می‌شود مثل برج ایفل ساختگی و تقلبی که از میان شن‌ها سر بر آورده است راسل کاهیل- کارگردان فیلم - صحنه‌های جنگ را به سادگی معمول تصویر نکرده است بلکه این صحنه‌ها آمیزه‌ای از حرکات موزون، موسیقی به همراه کات‌های سریع و ضرباهنگ تندی از تصاویر هستند که در نهایت منجر به خلق لحظاتی دیدنی و چشمگیر شده‌اند.

درشخصیت پردازی میلایوویچ بیشتر به ابعاد فیزیکی و حرکات و ظاهر او توجه شده است. از بازیگران دیگری که حضوری مؤثر در این فیلم داشته‌اند می‌توان به لین گلن، در نقش دکتر ایزاک که به‌دنبال راهی برای از بین بردن ویروس زامبی‌ها می‌گردد اشاره کرد ( گلن پیش از این بازی زیبایی در فیلمی موزیکال به نام تعمیر ماشین کوچک داشته است).

فیلم شیطان مقیم: انقراض که محصولی از کمپانی فیلمسازی کلمبیا است در ماه سپتامبر امسال به روی پرده رفت و توانست با فروش 23.7 میلیونی یکی از پر فروش‌ترین فیلم‌های هفته باشد.

این فیلم نسبت به 2فیلم قبلی با استقبال بیشتری از سوی مخاطبین روبه‌رو شد و بر خلاف انتظار ازهردوی آنها بهتر و خوش ساخت‌تر بود و ماجرای جذاب تری داشت.

روند اتفاقات در این فیلم جوری پیش می‌رود که پس از دیدن آن باید گفت، بازی شیطان مقیم دیگر تمام شده است.

منبع: همشهری آنلاین