کارگردان: رنی هارلین. فیلمنامه: متیو آلدریچ. موسیقی: ریجارد گیبز. مدیر فیلمبرداری: اسکات کوان. تدوین: برایان بردن. طراح صحنه: ریچارد برگ. بازیگران: ساموئل ال. جکسون[تام کاتلر]، اد هریس[ادی لورنزو]، اوا مندز[آن نارکوت]، که که پالمر[رز کاتلر]، لویس گازمن[کارآگاه والاس]، کریستا کمپبل[بث جنسن]، ریچی مونتگمری[جورج]، رابرت فارستر[آرلو]. ٩٣ و ٩٠ دقیقه. محصول ٢٠٠٧ آمریکا.
تام کاتلر پلیس سابق، صاحب یک شرکت کوچک و قانونی است که خدمات نظافت و تمیزکردن ساختمان ارائه می کند. تنها تفاوت کار او با بقیه شرکت ها، همکاری نزدیک با پلیس و در نتیجه گرفتن سفارش تمیز کردن محل وقوع جنایت هاست. کاری تخصصی که دستمزد خوبی نیز از آن عاید می شود. تام با دختر نوجوانش زندگی می کند، چون همسرش مدتی قبل قربانی یک جنایت شده است. یک روز تلفنی مبنی بر سفارش تمیز کردن ساختمانی که در آن جنایتی رخ داده به دست تام می رسد. تام بعد از رسیدن به محل شروع به کار کرده و تمام بقایای قتل یک انسان را پاک سازی می کند. اما فردای آن روز که برای دریافت دستمزد خود به در خانه مذکور می رود، با همسر صاحب خانه-خانم نارکوت- روبرو می شود که از ماجرا بی اطلاع است. به زودی مشخص می شود که همسر وی ناپدیدشده و جنایت رخ داده شده در آن منزل نیز با این ماجرا بی ارتباط نیست. ناگهان تام خود را در مظان سوء ظن دیده و دست کمک به سوی همکار و دوست قدیمی خود کارآگاه لورنزو می کند، چون شواهد موجود می تواند منتهی به دستگیری تام شود. همزمان کارآگاهی خودپسند به نام والاس مامور رسیدگی به پرونده می شود. اما زمانی که همسر نارکوت به سرغ تام می رود تا حقیقت ماجرا را زبان وی بشنود، همه چیز پیچیده تر می شود. تام به زودی خود را در مظان اتهام به قتل می یابد. اما آنچه بیش از همه وی را نگران می کند، سلامتی تنها فرزندش و خیانت نزدیک ترین دوستش می باشد. کسی که به نظر می رسد مغز متفکر پشت این ماجراست...
*چرا باید دید؟*
کمتر از دو دهه قبل بود که رنی هارلین را کشف کردیم. کارگردان ٣٠ ساله ای که شهر کوچک زادگاهش ریهیمَکی را در حومه اقامتگاه اجباری فعلی من[شهر لاهتی در فنلاند] ترک کرد تا رویای هالیوودی را زندگی کند و در کمتر در ١٠ سال رویای آمریکایی را[جینا دیویس!] را در آغوش کشید!
رنی لائوری مائوریتز هاریولا مایه افتخار کشور نقلی فنلاند، بیش از یک فیلم در سال ١٩٨٠ با نام بازداشت در موطن خویش نساخته است. ٦ سال بعد از این فیلم اولین فیلم هالیوودی اش را با نام آمریکایی مادرزاد ساخت. زندان و قسمت چهارم کابوس در الم استریت فیلم های بعدیش بودند. دست گرمی هایی برای ساختن اولین اثر بسیار پولساز و موفقش که قسمت دوم جان سخت بود. ٣ سال بعد صخره نورد با استالونه او را به همه چیز رساند، اما سقوط مالی و هنری با جزیره کات تروت در انتظارش بود. بوسه طولانی نیمه شب نیز نتوانست آب رفته را به جوی بازگرداند، دیویس از او جدا شد و سر و کار فنلاندی تنها با فیلم های تلویزیونی و اکشن هایی کم هزینه تر نسبت به فیلم های پیشین افتاد. دریای عمیق آبی و بعد شکست بزرگ دیگری به نام Driven که نامزدی تمشک طلایی را برایش به دنبال داشت. هارلین از آن روز تاکنون فیلم های متوسط با بودجه های متوسط ساخته[شکارچیان مغز، جن گیر: سرآغاز، قرارداد] که آخرین آنها نظافت چی است. در همه این فیلم ها کوشیده به استخوان بندی پر کشش و مکانیسم خلق هیجان جان سخت ٢ و صخره نورد دست یابد، اما کمتر موفق شده است. همه فیلم های پیشین به سرعت دیده و فراموش شده اند و متاسفانه نظافت چی نیز با وجود برتری اندکی که نسبت به آنها دارد، گرفتار همین تقدیر محتوم خواهد شد.
او که روزگاری موفق ترین فیلمساز فنلاندی تبار هالیوود نامیده می شد و داشتن بودجه های ١٠٠ میلیون دلاری در هالیوود را در قرن ٢١ عادی فرض می کرد، امروز باید به بودجه های ٢٥ میلیون دلاری دل خوش کند. آن هم به مدد حضور نام هایی چون ساموئل ال. جکسون در مقام تهیه کننده که نقش اصلی فیلم را نیز مال خود کرده است.
به هر حال نظافت چی نسبت به فیلم های کم جان پیشین او به عنوان نیمچه نوآری امروزی قابل تماشا کردن است. البته اگر گزینه بهتری در دسترس نداشته باشید. بازی اد هریس همچون همیشه خوب و جکسون نیز پذیرفتنی است. بازیگران فرعی مانند مندز و گازمن نیز خوب سر جای خود قرار گرفته اند. تنها مشکل به رغم جذابیت ظاهری فیلم، پیچ و خم های کلیشه ای فیلمنامه است که در نهایت نزدیک ترین دوست را تبدیل به دشمن اصلی می کند. سکانس نهایی فیلم نیز آن چنان که باید واجد هیجان و دلهره لازم نیست. شاید زمان آن رسیده تا هارلین به اروپا بازگردد. جایی که به گفته خود او سینما هنری است که قابلت های تجاری اش در درجه دوم قرار دارد. بر خلاف هالیوود که که فیلمسازی تجارتی است که قابلیت های هنری اش در درجه دوم قرار دارد!
ژانر: جنایی، مهیج.



مهر 1387
